|
يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد.مورفي درباره اين تکنسين گفت: |
خورده ام آب و نان،الهی شکر
گفته ام بعد از آن:«الهی شکر»
تازه وقتی که آب و نان هم نیست
گفته ام همچنان «الهی شکر»!
منقرض گشته گرچه
مانندِ ببر مازندران،« الهی شکر»!
با تمام وجود می گویم :
«خالق مهربان!الهی شکر»
می پرد از دهان من بیرون
بی هوا ،ناگهان «الهی شکر»
داده مثل بقیه ما را هم
چشم و گوش و دهان،الهی شکر
کربلا می رویم و می آییم
کاروان کاروان،الهی شکر!
کهکلویه اگر چه محروم است
بابت اصفهان الهی شکر!
می رسد پشت هاله ای از نور
مردی از آسمان،الهی شکر!
همه با هم رفیق و همدستیم
همدل و میزبان،الهی شکر!
جمله دین دار و مومن و پاکیم
خُرد و پیر و جوان،الهی شکر!
موش با گربه همنشین شده است
دزد با پاسبان،الهی شکر!
ای خدایی که داده ای به غنی
سینه و بال و ران ،الهی شکر
لطف کن از زمین خود بردار
نسل مستضعفان،الهی شکر!


این تصادف در سال 1390 در 25 کیلومتری شهر خضری دشت بیاض استان خراسان جنوبي واقع شد که بر اثر این سانحه فقط راننده تراکتور مجروح شد.
باقی تصاویر در ادامه مطلب

قابل توجه اعضا انجمن و دوستانی که علاقه مند هستند تا در نشریه شماره ۱۲ همکاری کنند، لطفا مطالب خود را حداکثر تا تاریخ ۱۰ خرداد به دست ما برسانند.
لطفا مطلب خود را به ايميل ادشا ارسال كنيد:
هر دانشجویی بلااستثناء بعد از فارغ التحصیلی به تمامی مبانی کامپیوتر مسلط خواهد شد. می پرسید چرا؟!
چون...
*تفریحات و یللّی تللّی هاش به محض قبولی در کنکور خودبخود cancel میشه!
*دوستانی اعم از مذکر و مؤنث مثلvirus دور و برش تکثیر می شن و اون بیچاره هر روز ناچاره update شه!!
*معمولاً یک هفته مونده به امتحانات (یعنی زمان فرجه) در حال search جزوه از این و اونه!!
*در زمان کارآموزی ها دنبال یک shortcut می گرده تا از سختی و مخمسه رها شه!
*به طور خودکار ارتباطش با دوستان پشت کنکورش cut میشه!
*تمام ریز ودرشت حرکاتش توسط کمیته ا ن ض ب ا ط ی scan میشه!!
*پول های اندک جیبش توسط سارقین ناشناس خوابگاه delete میشه!
*روزانه صدها صفحه ی جدید از عرائض استاد مربوطه توی دفترش paste می کنه!
*نیم ساعت آخر هر کلاسی هم هی مغزش هنگ می کنه!!!
تقریبا بهمن ماه سال 89 بود که پاسگاه راهنمایی و رانندگی اشتهارد شروع به فعالیت کرد و اولین رئیس پاسگاه با حضور در نمازجمعه برنامه هایش را برای نظم دادن به عبور و مرور داخل شهر اعلام کرد. مثبت ترین اقدام هم برگزاری آزمون گواهینامه برای موتور سیکلت سواران بود که خوشبختانه هنوز ادامه دارد.
در اوایل فعالیت پاسگاه ماموران حداقل در میدان معلم و چند تا از تقاطعها حضور فعالی داشتند و حضورشان نمایان بود. اما تقریبا از پاییز سال 90 حضور پرسنل پاسگاه در شهر به هفته ای یکبار و یا یه گشت زنی کوتاه با ماشین یا موتور و البته گاهگاهی حضور در نمازجمعه رسید. شاید خیلی از شهروندان اشتهاردی با توجه به عدم حضور پلیس در معابر فکر میکردند پاسگاه تعطیل شده است. شاید هم این عدم حضور در معابر را به سرما نسبت میدادند اما با گرم شدن هوا باز هم خبری از پرسنل پاسگاه در معابر شهری نیست.
چرا حضور ماموران و افسران راهور در سطح شهر لازم است؟
بلوار اصلی شهر اشتهارد بعنوان تنها راه ارتباطی شهرهای تهران ، کرج، محمد شهر ، ماهدشت و .... با شهرصنعتی اشتهارد و همچنین بوئین زهرا در ساعت اولیه صبح (7 الی 8) و ساعت عصر (18 الی 19) با حجم بالای ترافیک مواجه میشود و جای خالی افسران پلیس کاملا محسوس میباشد. این در حالی اتفاق میفتد که گاها دیده می شود در چنین ساعاتی افسران راهور با استقرار در نگهبانی شهرصنعتی اشتهارد فقط اقدام به جریمه کردن میکنند. شاید این حضور و پر کردن برگه جریمه ها فقط به منظور نشان دادن فعال بودن در سطح شهر است که اینگونه به مسئولان بالادستی نشان دهند که پاسگاه فعال است.
مشکلی که شاید بغرنج تر از این ترافیک باشد وجود موتورسوارانی است که هنگام سوار شدن بر موتور به زور پایشان به زمین می رسد. درست است که والدین باید جلوی اینگونه موارد را بگیرند اما وقتی مانع این کار نمی شوند بنظر شما چه کسی باید جلوی این حرکت را بگیرد؟ این موتورسواران که هیچ اطلاعی از قوانین هم ندارند تهدیدی هستند هم برای خودشان و هم برای دیگر رانندگان و شهروندان.
دیگر از تشریح مشکلات ترافیکی درون شهر بگذریم.
شاید پرسنل این پاسگاه کم باشد اما کم بودن پرسنل دلیل توجیه کننده ای برای این کم و کاستیها نیست.
اولا وقتی پاسگاهی در شهری تاسیس می شود باید نیروی آن هم از سوی فرماندهی انتظامی استان تامین شود.
ثانیا آیا آنها نمیتوانند بجای ایستادن جلوی نگهبانی شهرصنعتی اشتهارد با حضور در میدان اصلی شهر به روانی ترافیک کمک کنند؟
حال با وجود اینهمه مشکلات درون شهر این سوال برای شهروندان پیش می آید که آیا وظیفه این پاسگاه ایجاد فضای ایمن برای رانندگان و شهروندان است یا فقط جریمه کردن؟
شاید تعطیل کردن این پاسگاه با صرفه تر از ادامه فعالیت آن باشد.
مرکز فوریت های پزشکی با انتقال وی به بیمارستان و قطع امید کردن پزشکان از بهبودی این نوجوان 15 ساله، از خانواده وی خواستند اعضای بدنش را اهدا کنند.
خانواده سعید با اهدای کبد، دو کلیه، قلب، قرنیه های چشم، استخوان های پا و لگن به 12 نفر حیات دوباره بخشیدند.
پیکر این نوجوان اشتهاردی با حضور اعضای شورای اسلامی شهر، پرسنل شهرداری و جمع کثیری از مردم در اشتهارد تشییع شد
و در امام زاده بی بی سکینه به خاک سپرده شد.
سید سعید حسینی دانش آموز سال سوم راهنمایی بود و در آموزشگاه آزادگان مشغول به تحصیل بود.
منبع :خبرگزاری مهر
برای ثبت نام در سایت اهدا عضو اینجا کلیک کنید.
پی مدرک به دانشگاه رفتی
به صدها نذر و اشک و آه رفتی
دبیرستان مگر جای بدی بود؟
ز چاله آمدی ، در چاه رفتی
***
یه کیف سامسونت در دست داری
شبیه نامه ها پیوست داری
گمون کردی که مدرک چاره سازه
ولیکن مقصدی بن بست داری
***
چه سخته طعم مشروطی چشیدن
به دوش خویش ، بار « F » کشیدن
شبیه دُم برای نمرۀ ده
پی استاد ، روز و شب دویدن
***
چی می شد نمرۀ من بیست می شد
و هرچی نمرۀ « F » نیست می شد
چه حالی داشت ، اسم بنده یک روز
تو شاگردای اول ، لیست می شد
***
چه خوبه واحدی را پاس کردن
و طعم بیست را احساس کردن
ز دانشگاه ، ما خیری ندیدیم
به جز بدبخت و آس و پاس کردن
***
به هنگام کلاس، او کار دارد
دوصد توجیه نا هموار دارد
چو می آید، ندارد هیچ آرام
مگر این صندلی ها خار دارد؟
***
دو سه ترمی که دانشگاه رفتی
سراغ قصه ای جانکاه رفتی
مجرد بودنت عیبی مگر داشت؟
ز چاله آمدی ، در چاه رفتی
***
تو دانشجویی و خرجت زیاده
نگیر این قدر کارو سهل و ساده
اینو مادر بهت می گفت ، اما
نگشتی از خر شیطون ، پیاده
***
سوار ابر بودم، غرق رؤیا
نبودم لحظه ای در فکر فردا
تموم شد حرفهای عاشقونه
حالا من موندم و دفترچه قسط
خطای دید (خطای باصره، خطای بصری، خطای چشم) به احساس دیدن تصاویری گفته میشود که فریبنده یا گمراه کننده هستند. در این حالت اطلاعاتی که بوسیله چشم جمع آوری شده و توسط مغز پردازش میگردد منجر به درک تصویری میشود که با واقعیت آن تصویر تطابق ندارد … در هر صورت امید است از این سوژه های جالب لذت کافی ببرید.
به دایـره میانی خیره شوید پس از چندین ثانیه خواهید دید که بتدریج سایه های اطراف ناپدید میگردند !



بقیه عکس ها در ادامه مطلب
